ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

487

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

معنى وارد شده است . با توجه به معناى سوّم ، معناى « أهلها شرّ جيران » يا اين است كه ساكنان دنيا بدترين سكنا گزيدگانند ويا اين است كه بدترين همسايگانند براي همسايگانشان كه به آنها بر عليه دشمنان دين متوسّل شوند . به اين دليل بدترين همسايگانند كه دين را يارى نمىكنند وبا يارى كنندگان دين عليه دشمنان دين قيام نمىكنند . سخن امام ( ع ) كه فرمود : نومهم سهود وكحلهم دموع ، ظاهراً به عموم مردم أعم از أصحاب خود وأصحاب معاوية هر كس كه مورد توجّه حضرت در امر جنگ ودخول در كارزار بوده است مربوط مىشود . امام ( ع ) در توصيف آن مردم به كم خوابى به دليل ترس از جنگ ، وهجوم بعضي به بعضي ، واهميّت فراوانى كه به جنگ مىدادند ودر صحراى باطل حيران وسرگردان بودند مبالغه كرده است ، به حدّى كه كم خوابى آنها را بيدار خوابى كه در حقيقت خواب نيست ناميده وبراي كم خوابى لفظ بيدار خوابى را به عارية آورده است كه گويا كم خوابى خود همان بيدار خوابى است . واز باب مبالغه در تشبيه جريان أشك را سرمه چشمشان دانسته است تا آنجا كه گويا أشك ، همان سرمه است . وجه شباهت اين است كه به دليل فراوانى جريان أشك چشمشان ، وهمراهى آن با مژگان ، شباهت يافته است به چيزى كه به طور عادت همواره در چشمشان همراهى مىباشد وآن عبارت از سرمه است وبه همين دليل لفظ « كحل » را براي أشك استعاره آورده است . ( 2424 - 2419 ) احتمال دارد كه جملهء : بأرض عالمها ملجم وجاهلها مكرّم ، مانند جملات قبل متعلّق به « سارت اعلامه » باشد . حال اگر كلام امام ( ع ) را كه فرمود خير دار به معناى دنيا بگيريم ، كلام ديگر امام ( ع ) بأرض . . . اختصاص به مكان خاصّى از مردم دنيا پيدا مىكند . گويا ، چنين فرموده است كه مردم در بهترين خانه‌اى زندگى مىكنند كه دنياست ودر عين حال در سرزمينى هستند كه وضع آن اين است : دانشمندش مهر سكوت و